دوست

HoMe| ♥ |eMaiL| ♥ |Profile| ♥ |Design| ♥ |Archive

" سال مداری حقیقی دارای 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 49 ثانیه میباشد"

و آغاز سال 1391

ساعت8

دقیقه44

ثانیه27

صبح  روز

سه شنبه

میباشد

پیشاپیش  "عیدمبارکتون"


دست دعا به سمت آسمان دراز میکنیم واز خداوند میخواهیم که:

خوشنامی کوروش

دلسوزی داریوش

انصاف انوشیروان

قدرت شاه عباس

ولیاقت امیرکبیر

                  رابه ما عطا کند.

                                                آمین

|یکشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۰| 13:30|طالب|
پیدایش عید نوروز
عید نوروز از باستانی ترین اعیاد ایرانیان است که پیدایش آن را به آریایی ها نسبت می دهند.
ما در اینجا به بررسی پیدایش عید نوروز بر اساس اسناد ،مدارک ،سنگ نبشته ها، کتیبه ها،سکه و ...موجود می پردازیم.
با وجود اینکه این عید بزرگ را به آریایی ها نسبت می دهند ولی مدارک قطعی برای اثبات این فرضیه وجود ندارد.
اما آثار برجا مانده بیانگر قدمت طولانی این عید است.
دراوایل دوره ی هخامنشیان به دلیل اینکه حوادث بر اساس تاریخ وقوع ثبت نمی شد وگاهشماری وجود نداشت،به همین دلیل اطلاعات
دقیقی در دسترس نیست.بجز دوره ی فرمانروایی داریوش اول(486-521 ق م).
از آثاری که در این دوره بجا مانده بخصوص کتیبه بزرگ بیستون و همچنین الواح تخت جمشید، با بررسی این آثار توانستند نام 12 ماه سال را دریابند
که در اینجا به بیان نام این ماهها و تطبیق آن با نام ماهها ی کنونی می پردازیم.
1- اَدوگ نیش    (فروردین)
2- ثوَر و اَهَر    (اردیبهشت)
3- نای گرچیش  (خرداد )
4- گَرَم پَدَ        ( تیر )
5- دَرن پاچی    (مرداد)
6- کارت یاشیا   (شهریور)
7- باغ یادیش    ( مهر )
8- مَرغَ زَن     (آبان )
9- آثریادی      ( آذر )
10- اَنامگ     ( دی )
11- سامیا      (بهمن)
12- ویخَن     (اسفند).
در ایران باستان(هخامنشیان)هفته وجود نداشت.ماه 30 روز بود.وهرسال 365 روز بود.
باوجود اینکه یک سال مداری حقیقی دارای 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 49 ثانیه می باشد،اختلاف چند ساعته در سال این دوره (هخامنشیان)
وجود داشت.که آنها برای رفع این اختلاف چند ساعته هر 120 سال یک ماه به سال اخری اضافه میکردند. که به آن سال " وهیزَک " می گفتند.
که هر 120 سال یکبار اتفاق می افتاد.
یکی از جشن ها واعیاد معروف ایرانیان قبل از اسلام جشن عید نوروز بود که مصادف با اولین روز فروردین ماه است.
وضع این روز را به جمشید نسبت داده اند.
مثلا فردوسی شاعربزرگ و حماسه سرا ،یکی از جمله کارهای بزرگ جمشید را ایجاد این عید بزرگ می شمارد ومی گوید:
 " جهان انجمن شد بر تخت او          فرو ماند از فره بخت او
 به جمشید بر گوهر افشاندند          مر آن روز را روز نو خواندند "
در این باره ابوریحان بیرونی چنین گوید:
"چون جمشید در شهرها زیاد گردش می نمود،هنگامی که خواست به آذربایجان داخل شود،بر تختی از زر نشست و مردم آن تخت را به دوش خود می بردند.
چون اشعه آفتاب بر آن تابید و مردم آن را دیدند،این روز را عید گرفتند "
گردیزی مورخ نیمه اول قرن پنجم هجری قمری نیز می گوید:
" این روز را نوروز بزرگ گویند و چنین گفته اند که جمشید از حرب سپاهیان ودیوان اندر این روز باز آمد با ظفر و فیروزی
وغنیمت فراوان آورده،پس آن روز را که جواهر غنیمت آورده بود،برتخت خویش انبار کرد تا هر کس بیند و آفتاب از روزن اندر افتاد و بر آن جواهر و زر
افتاد و همه ی خانه از عکس آن روشن گشت،بدین سبب آن را " شید "لقب کردند وشید به پارسی روشنایی بود.
و آفتاب را بدین سبب خورشید گویند که خور قرص آفتاب باشد وشید روشن.
اندر این روز جای ها  را آب زنند که این روز نام فرشته ای است که بر آب موکول است ،به قول ایشان "
نوروز بزرگترین جشن ملی ایرانیان است که در اولین روز ماه فروردین یعنی زمانی که شب و روز مساوی گردد شروع می شود.
جشن نوروز از ایام باستانی یکی از دو جشن بزرگ آریایی ها بوده ،که جشن مهم دیگر "جشن مهرگان " بود.
بدلیل اختلاف ساعتی که در یک سال این دوره وجود داشت به همین دلیل این جشن در یک زمان  ثابت انجام نمی شد بلکه در فصول می گشت.
به استناد منابع تاریخی در دوران سلطنت سلسله ساسانیان نوروز،یعنی روز اول سال ایرانی و نخستین روز فروردین ماه،اول فصل بهار نبوده بلکه
 در فصول می گشته.واین به دلیل اختلاف ساعتی بود که وجود داشت.
تا اینکه در سال 471 ه ق در زمان سلطنت سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی تقویم جدید پدید آمد و طبق محاسبات این تقویم نوروز را در اول بهار که موقع نجومی تحویل آفتاب به برج حمل است قرار دادند وثابت نگه داشتند و مقرر شد در هر چهار سال یک بار سال را 366 روز محسوب دارند.
با وجود این اکثر محققان جشن عید نوروز را دراول فروردین مدانند.وفقط تاریخ وگاهشماری ناقص موجب تغییر و قرار گرفتن این جشن در فصول دیگر می گشت.
ابوریحان بیرونی اول سال ایرانیان را در فروردین ودر انقلاب صیغی میداند.
در نوروز نامه،منسوب به حکیم عمر خیام چنین آمده:
"فروردین آن روزسی سال گذشته از پادشاهی گشتاسپ که زردشت بیرون آمد آفتاب به اول سرطان قرار و جشن کرد "
جاحظ در مورد این مطلب چنین گوید:
" نوروز و مهرگان دو فصل سال هستند،مهرگان دخول زمستان وفصل سرماست و نوروز اذن دخول فصل گرماست "
جشن نوروز فقط در روز اول فروردین ماه برپاه نمی شده بلکه چندین روز ادامه داشته است.
ابوریحان در التفهیم پس از ذکر نخستین روز فروردین ،گوید:
"و آن چه از پس اوست،از پنج روز همه جشن هاست وششم فروردین ماه نوروز بزرگ است،زیرا که خسروان (پادشاهان ) بدان پنج روز حق های حشم و گروهان بگزاردندی و حاجت ها روا کردندی،آن گاه بدین روز ششم خلوت کردندی خاصگان را و اعتقاد پارسیان اندر نوروز نخستین است که اول روزی است از زمانه".
به اعتقاد مورخان جشن عید نوروز سی روز بود .پنج روز اول" نوروزعامه "بود که تمام مردم به جشن و پایکوبی می پرداختند وپادشاه به حاجات آنها رسیدگی می کرد.
ولی بقیه" نوروز خاصه" بودکه این جشن به مدت یک ماه در دربار ادامه داشت.
پادشاهان ساسانی در پنج روز اول فروردین ماه زندانیان را آزاد ومجرمان را عفو می کردند.
بنا به نقل جاحظ :
"فروردین در دوره ساسانی به شش بخش تقسیم می گشت.
1-پنج روز اول را شاه به اشراف
2-پنج روز دوم را شاه به دادن اموال و دریافت هدایای نوروز
3-پنج روز سوم را شاه به خدم
4-پنج روز چهارم را شاه به خواص خویش
5-پنج روز پنجم را شاه به سپاهیان
6-پنج روز آخر را شاه به رعایا اختصاص می داد.
جشن نوروز به این گونه بود که عامه ی مردم در همان پنج روز اول جشن میگرفتند(نوروز عامه)ولی جشن به مدت یک ماه در دربار ادامه داشت(نوروز خاصه).تا اینکه در سال (272-271 م)هرمزد پسر شاهپوردوم قسمت نوروز عامه و خاصه را به هم پیوند زد.
از اهمیت جشن نوروز اینست که در برخی کتب دینی و پهلوی نیز از آن یاد شده است.
از جمله در بندهشن چنین آمده است:
"همه نیکی چون از ابرگران به گیتی آید آن به خرداد روز که نوروز است آید،هست که همه روز آید،اما آن روز پیش آید"
__مراسم نوروز
در آثارالباقیه آمده است:
"25روزقبل از نوروز در صحن دارالملک 12 ستون از خشت خام بر پا می شد،بر ستونی گندم وبر ستونی کنجد وبر ستونی جو وبر ستونی برنج وبر ستونی باقلا و بر ستونی ارزن وبر ستونی ذرت وبر ستونی نخود وبرستونی ماش می کاشتند و آنها را تا روز سیزدهم فروردین نگاه می داشتند. این حبوبات را به فال نیک می گرفتند و معتقد بودند که هر یک از آنها که بهتر رشد و نمو کند حاصلش در آن سال فراوان تر خواهد شد.شاه در این روزها طی تشریفات خاص بار عام می داد"
یکی دیگر از آیین های نوروزی که از زمان های دور تا به امروز ادامه داشته است چیدن سفره " هفت سین " است.
علت انتخاب هفت سین دقیقا روشن نیست،اما عدد هفت از اعداد مورد احترام دینی ایرانیان باستان بوده است.
ای بسا هفت سین را به مناسبت هفت امشاسپند انتخاب کرده باشند.اما عده ای معتقدند که بجای هفت سین ،هفت شین هم می تواند باشد و دلیل انتخاب حرف شین هم معلوم نیست.
برخی نیز بر این عقیده اند که منظور از سین ،سینی است.و سینی یا چینی قابی بوده است که در زمان ساسانیان از چین می آوردند.که در هر یک از این سینی ها(چینی ها) مواد غذایی می گذاشتند.
این سینی ها عبارت بودند از :سبزی،سبزه،سرکه،سنجد،سماغ،سیر،سمنو .
گذشته از هفت سین یا هفت شین دارای هفت میم نیز بودند،از جمله:میوه،مرغ،ماهی،میگو،می،مویز،ماست.
افزون بر اینها هفت شاخه گره داراز درخت های زیتون،بید،انار،به  و... انتخاب میکردند وروی آنها کلماتی ار جمله:اپزود ، اپزاید ، اپزونی و فرهی را برای شگون سال نو می نوشتند.
نخستین خلفای اسلامی به نوروز توجه خاصی نداشتند.ولی بعدها خلفا برای افزودن درآمد خود بر اساس دریافت هدایای نوروزی آن را معمول کردند.تا اینکه در دوره معاویه (60-41 ه ق)پرداخت هدایای نوروزی را بر مردم ایران تحمیل می کردند.
تا اینکه بعدها با ظهور ابومسلم خراسانی،نفوذ برمکیان و دیگر وزرای ایرانی و تاسیس سلسله های ایرانی در گوشه و کنار ایران جشن عید نوروز رونق یافت.در طول تاریخ بخصوص با تسلط اعراب بر ایران اکثریت جشن های باستانی ایرانی به فراموشی سپرده شد واز خاطره ها محو شد.ولی تنها عید نوروز تا به امروز باقی ماند.
شاید علت مهم این باشد که این عید جنبه دینی به خود گرفته است،به ویژه درنزد شیعیان عنوان مقدسی پیدا کرده است،زیرا این روز را مصادف با خلافت مولای متقیان علی (ع)میدانند.
از جمله جشن ها واعیاد ایران باستان عبارتند از:جشن مهرگان ،بهمن گاه ،سده ،آبریزان ،بادبره .

گردآورنده:طالب اسدالله پور

|یکشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۰| 13:21|طالب|
سوختن غصه هایت
را در آتش
آخرین 4شنبه سال
آرزو دارم

..........           ....          ..........
4شنبه سوری
پیشاپیش
مبارک

|دوشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۰| 14:0|طالب|
سالها میگذرد از شب تلخ وداع

از همان شب که تو رفتی و به چشمان پر از حسرت من خندیدی

تو نمیدانستی

تو نمی فهمیدی

که چه رنجی دارد با دل سوخته ای سر کردن

رفتی و از دل من روشنایی ها رفت

لیک بعد از ان شب

هر شبم را شمعی روشنی می بخشید

بر غمم می افزود

جای خالی تو را میدیدم

می کشیدم آهی از سر حسرت و می خندیدم

به وفای دل تو

و به خوش باوری این دل بیچاره خود

ناگهان یاد تو می افتادم

باز می لرزیدم

گریه سر می دادم

خواب می دیدم من که تو بر میگردی

تا سر انجام شبی سرد و بلند

اشک چشمان سیاهم خشکید

آتش عشق تو خا کستر شد

یاد تو در دل من پرپر شد

اندکی بعد گذشت

اینک این من...تنها...دستهایم سرد است

قدرتم نیست دگر...تا که شعری گویم

گر چه تنها هستم

نه به دنبال توام

نه تو را می جویم

حال می فهمم من...چه عبث بود آن خواب

کاش می دانستم عشق تو می گذرد

تو چه آسان گفتی دوستت دارم را

و چه آسان رفتی...

کاش می فهمیدی وسعت حرفت را

آه...افسوس چه سود

قصه ای بود و نبود ...

|پنجشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۰| 11:30|طالب|

حقیقتی پنهان

روزی روزگاری پسر فقیری زندگی می كرد كه برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می كرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد. روزی متوجه شد كه تنها یك سكه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود كه شدیداً احساس گرسنگی می كرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا كند. به طور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوان و زیبائی در را باز كرد.پسرك با دیدن چهره زیبای دختر حولكي شد و به جای غذا ، فقط یك گيلاس آب درخواست كرد. دختر كه متوجه گرسنگی شدید پسرك شده بود بجای آب برایش یك گيلاس بزرگ شیر آورد. پسر با طمانینه و آهستگی شیر را سر كشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی. مادر به ما آموخته كه نیكیه ما ازائی ندارد.» پسرك گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگزاری می كنم» سالها بعد دختر جوان به شدت مريض شد.دوكتوران محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در شفاخانه مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام كنند. دكتر هوارد كلی ، جهت بررسی وضعیت مريض و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامی كه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید.بلافاصله بلند شد و بسرعت به طرف اطاق مريض حركت كرد.لباس داكتري اش را بر تن كرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد.در اولین نگاه اورا شناخت. سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان مريضش اقدام كند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یك تلاش طولانی علیه مريضي ، پیروزی ازآن دكتر كلی گردید. آخرین روز بستری شدن زن در شفاخانه بود.به درخواست دكتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چیزی نوشت.آنرا درون پاكتی گذاشت و برای زن ارسال نمود. زن از باز كردن پاكت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه باید تمام عمر را بدهكار باشد.سرانجام تصمیم گرفت و پاكت را باز كرد.چیزی توجه اش را جلب كرد.چند كلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند: «بهای این صورتحساب قبلاً با یك گيلاس شیر پرداخت شده است.

|سه شنبه نهم اسفند ۱۳۹۰| 8:32|طالب|
De$iGner:Rihanna