دوست

HoMe| ♥ |eMaiL| ♥ |Profile| ♥ |Design| ♥ |Archive

فاطیمای عزیزم سلام علیکم

سلام به تو ای جگر گوشه ی بابا
سلام به تو که تحولی عظیم ساختی
سلام به تو که مفهوم زندگی,لذت و عشق را به من اموختی
سلام,سلام و سلام ای تمام هستی ام

فاطیمای عزیزم تو امروز امدی و وجودم را دگرگون کردی
تولدی برایم رقم زدی
امروز رو فراموش نمیکنم
اری
امروز را میگویم
سه شنبه,23 خرداد 1396
سه شنبه,18رمضان1438
سه شنبه,13 ژوئن2017

18 رمضان : امدی تا بگویی که اگر ان روزگاران بی وفا بودی با دستان کوچکت پیاله ی شیر را به دست علی(ع) میرساندی.

سه شنبه؟؟؟
میدانی؟؟؟
چه روز باشکوهیه

ساعت حدودا 17:45 دقیقه بود,اری همین حوالی بود,دقیقا همین دقیقه ها بود که خانوم پرستار مژده ی تولد پری زیبایی من را به ارمغان اورد
یک لحظه احساس خوشبختی کردم,تو را دیدم و خوشبخت ترین ادم روی زمین شدم.

عزیزم میگویند اگر بتوان به سرعت نور رسید زمان متوقف میشود,میگویند تمام علوم فیزیکی دنیا زیر سوال میرود
__ای عزیزتر از جان بابا __میدانی؟؟؟
میدانی!!!! من,
من این لحظه را تجربه کردم لحظه ای که زمان متوقف شد و تمام معادلات بر هم خورد
لحظه ی عاشق شدن را میگویم
لحظه ای که عشقت در وجودم حک شد

کاش تکنولوژی وجود نداشت, کاش کاغذ و قلمی کنارم بود,تا میتوانستم یادگاری از این لحظه برایت داشته باشم
یادگاری؟؟؟؟
اری گلم یادگاری!
شاید بگویی یادگاری از چی بابایی
یادگاری از :
اشک شوقی که با نوازش گونه هایم بر رویه برگه ی کاغذ سرازیر میگشت و ان را خیس میکرد,وای افسوس و البته صد افسوس از تکنولوژی.
افسوس که نتوانستم لکه ی خیسی را روی نوشته هایم برایت به یادگار بگذارم

دوست داشتم وقتی این نوشته را میخوانی روی برگه ی کاغذی باشد
تا این لکه های مانده از خیسی کاغذ تو را در فکر فرو برد(در فکر علت خیس شدن کاغذ).

عشقم میدانی 9 ماه برایت لحظه شماری کرده ایم اری لحظه شماری کردیم,من و مادرت
اری من و مادرت
راستی مادرت؟
لحظه شماری او چی؟؟؟
پس کو درد و ناله های وقت وبی وقتش
کو ان شوق دیدن روی ماهت که همه ی درد ها را با تجسم سیمایت فراموش میکرد
ازلحظه شماری مادرت بگویم؟
به خدایی که جهانیان به یکتایی اش هم نظرند هرگز نمیتوانم از لحظه شماری مادرت بگویم
نمیتواند که بگوید_ مادرت را میگویم_
بزرگ میشوی , تجربه میکنی و گفته هایم را درک میکنی
انگشتانم توان تایپ ندارند و لرزش دستانم واشک چشمانم توان درست نوشتن کلمات را از من گرفت.

میگویند تا وقتی صدای گریه ای میشنوی ناخداگاه گریه ات میگیرد,بغض میکنی,سنگدل هم باشی ناراحت میشوی.
میدانی اولین صدایی که از تو شنیدم چه صدایی بود؟ صدای هق هق گریه هایت .ان لحظه را چگونه بیان کنم
چگونه وقتی انسان در محدودیت لغات بسر میبرد
بتوانم این لحظه ها را بیان کنم
بخدا توان بیان ندارم
لحظه ای تو را دیدم و پرستار از کنارم تورا برد
گویی تمام عمر کنارم بودی
عزیزم در دنیایه کودکانه ات بهشت را تصور کرده ایی؟
بهشت را با چشمانم دیدم و با لمست لحظه ای
اگر چه کوتاه ولی لحظه ای بهشت را لمس کردم
ارزویم دیدن ولمس بهشت بود که یک لحظه به ان رسیدم وبرایم همین کافیست.گویی تمام عمرم در بهشت میزیستم.
مات و مبهوت بودم
نمیدانم کجا سیر میکردم
احساس میکردم همیشه در کنارم بودی.

عزیز جانم شنیده ای که نمیتوان قدرت خدا رو وصف کرد
__من از وصف تو ناتوانم__

اری ن ا ت و ا ن

ناتوانم که نمیتوانم بگویم که چه احساسی دارم
ناتوانم که نمیتوانم بگویم که چقدر خوشحالم
ناتوانم که نمیتوانم بگویم که چقدر برایم عزیزی
ناتوانم که نمیتوانم بگویم که چقدر زیبایی
ناتوانم , ناتوانِ ناتوان

__ناتوان از بیان حقایق خلقتت__

راستی از خلقتت گفتم
داشت فراموشم میشد
چگونه میتوان تشکر کرد
چگونه میتوان قدردان بود
چگونه میتوان سپاسگذاری کرد
چگونه میتوان از این موهبت
از این موهبت الهی , قدردانی کرد
به خدای واحد که یارای (زبانم قاصر از بیان کلمه ای شد)این قدردانی در توانم نیست.

خدایا شکر ___خدایا !  شکرت___

خدایا از تو متشکرم که جهانی متحول و زیبا برایم رقم زدی

و عشق :
خوب است نکته ای از عشق برایت بگویم,
به نظرم عشق جلوه ی روح خدا در وجود و موجودیت است.چیزی که الان احساسش میکنم
انقدر عمیق که میتوان لمسش کرد.
عاشق باش, عاشق پدر , مادر , حقیقت, خوبی و مهربانی .تا همیشه روح خدا رو در وجودت تجسم کنی
عاشق باش تا همیشه خوب , مهربان و جاوید باشی

نصیحت بابایی برای جگر گوشه ام:

بابایی دو تا نصیحت از 2بزرگ تاریخ بشریت برات دارم
1_زرتشت پیامبر ایرانیان :
گفتار نیک , کردار نیک , پندار نیک
2_نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
پسرم!یک بهار,یک تابستان,یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
از این پس همه چیز جهان تکراریست جز مهربانی

پس :
مراقب گفتار, کردار و پندارت باش
همیشه مهربان باش و محبت کن
مواظب 4چیز باش اعتماد , قول , حقیقت , قلب

و سر انجام دعای بابا برای عزیز دلم:

عزیز بابا امیدوارم سبد زندگی ات همیشه
_سبز _و پر از گلهای زیبا و رنگارنگ باشه, امیدوارم عطر خوش گلهای سبد وجودت تو را به گلستانی بزرگ تبدیل کند
..._____الهی سبز و خرم باشی ______...

*فاطیمای عزیزم تولدت مبارک*

فاطیما جون
همیشه در
قلب منی
عزیزم

تاریخ : 1396.3.23
ساعت : 18:30 تقریبی

مجید اسدالله پور

پایان..

|چهارشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۷| 0:9|طالب|
De$iGner:Rihanna